1- چرا امام حسن با وجود حدود ده هزار یار آماده جنگ تا مرگ، با معاویه نجنگید و ضمن صلح با معاویه خلامت بر مسلمین را به وی واگزار نمود؟
2- چرا امام علی و امام حسن که قلمرو حکومت و جمعیت تحت حکومت آنها چند برابر معاویه بود از مردم ایران و سایر مناطق تحت کنترل برای جنگ با معاویه بهره گیری ننمودند؟
3- چرا امام علی با طلحه و زبیر و عمرو عاص و سایر بزرگان حکومت را توزیع ننمود تا از جنگ داخلی جلوگیری و معاویه را به تکمین وادارد؟
4- چرا امام علی در جنگ صفین حکمیت را پذیرفت و مقاومت ننمود تا مالک اشتر کار معاویه را تمام کند؟
5- چرا امام علی بعد از حکمیت و نتیجه آن مجدد با معاویه وارد جنگ نشد؟
نتیجه بررسی و تحلیل بنده در خصوص شبهات:
اول اینکه معاویه برای جنگ با امام حسن لشکر کشی نمود و دلیل آن نیز اطلاع از وضعیت سپاه امام حسن بد عهدی مردم کوفه و شبه جزیره عربستان و عدم تمایل مردم عراق و عربستان به جنگ با معاویه و جنگ داخلی و از طرف دیگر سپاه گوش به فرمان معاویه بود سپاه معاویه هم از نظر تعداد زیاد تر بودند و هم اینکه کاملا گوش به فرمان معاویه بوده و معاویه توانسته بود در فرصت 20 سالی که بر شام حکومت می نمود یک سپاه منظم و قدرتمند تشکیل دهد با وجود اینکه وصعت حکومت و جمعیت قلمرو وی بسیار کمتر از امام علی و امام حسن بود. امام علی و امام حسن فرصت تشکیل چنین سپاه گسترده و منظمی را نیافتند.
امام حسن از مردم در خصوص جنگ با معاویه یا صلح پرسش نمود و به مردم فرمودند که خیر آنها در جنگ با معاویه است اما اکثریت مردم مصرانه خواستار صلح بین امام حسن و معاویه بودند لذا امام حسن به رای اکثریت تمکین نمود و طبق عهدنامه ای حکومت را به معاویه تحویل نمود و خود از کوفه عازم مدینه شد. اگر امام حسن به رای اکثریت مردم هر چند رای اشتباهی بود تمکین نمی نمود و با معاویه می جنگید امام حسن و خاندان وی و لشکریانش همگی کشته می شدند قبح خلیفه کشی شکسته می شد و شکست و کشته شدن نوه پیامبر در جنگ، معاویه را در مقابل خاندان پیامبر و اسلام قرار می داد و حتی ممکن بود منجر به تضعیف اسلام و عدم رعایت ظواهر اسلام توسط معاویه شود و دین اسلام که پیامبر و امام علی و بزرگان برای آن زجرها کشیده بودند به سمت اضمهلال یا حاشیه رانده شود و از طرف دیگر عدم پایبندی به رای اکثریت مخالف سیره جدش و پدر بزرگوار امام حسن بود.
دوم
مردم امپراتوری ایران که بخش عمده ای از قلمرو امام علی و امام حسن را در بر می گرفت هنوز مسلمان نشده بودند و بصورت متفرقه در نقاط مختلف با حکومت مرکزی می جنگیدند لذا هیچ انتظاری برای همکاری در جنگ با معاویه از آنها نبود بلکه دردسرهایی که ایرانی ها به دلیل عدم شناخت از امام علی و خاندان وی داشتند منجر به طغیان های پی در پی آنها در علیه امام بود. جنگ های داخلی در زمان حکومت امام علی و امام حسن و مشکلات بسیار زیاد مجالی برای روشنگری و جلب نظر ایرانیان و همراه ساختن آنها با حکومت این دو امام بزرگوار باقی نگذاشت معاویه می دانست که اگر حکومت امام علی بی دردسر باشد حکومت امام ریشه می دواند و دیگر نمی تواند با آن مواجهه کند لذا با ایجاد جنگ های داخلی و حمایت مالی از جنگ های پارتیزانی برعلیه قلمرو امام علی اجازه تثبیت حکومت را نمی داد و مردم عراق نیز خود را بلعکس مردم شام که چشم و گوش بسته مطیع معاویه بودند خود را مجتهد و حافظ قرآن و مفسر دین می دانستند و دائم در مقابل امام موضع گیری و سرکشی می کردند.
سوم
طلحه و زبیر و عمر و عاص و عایشه و چندین تن دیگر از بزرگان آن زمان نمی توانستند با سیره امام علی کار کنند و اگر هم جایی مسندی به ایشان واگذار می شد در زمان کوتاهی در مقابل امام علی جبهه گیری می کردند چرا که شیوه نگرش و زندگی ارباب منش و تعصب عربی و دنیا طلبی و خود بزرگ بینی آنها در مدت کوتاهی امام علی را بر آن می داشت که مکرر به ایشان تذکر دهد و آنها را مجازات کند و نهایتا کارشان به تقابل ختم می شد یعنی بجای یک معاویه چند معاویه جدید ایجاد می شد و لذا امام علی هرگز نمی توانست به ایشان حکومت های مهم مد نظرشان از جمله مصر و بصره و حجاز و غیره را واگذار نماید. آنها در بسیاری از اصول اساسی با امام علی اختلاف نظر داشتند آنها بین عرب و عجم تفاوت قائل بودند اما امام علی به شدت مخالف این نگاه های جاهلی بود آنها سهم بیشتری از بیت المال می خواستند امام علی اساسا مخالف این تفکر بود و ده ها تفاوت نوع نگاه، انها شمشیر زنان بزرگ در لشکر پیامبر بودند اما از نظر سطح فکر و بینش حکومت داری فاصله بسیار با امام علی داشتند. عایشه نیز که با برخی از ایشان نزدیک بود از قدیم با امام علی مخالفت می نمود و منجر به تشدید اختلافات می شد لذا تصمیم امام علی بسیار منطقی پر مغر و نهایت درایت بود
چهارم
شروع تا پایان جنگ بین سپاه امام علی و معاویه حدود 3 ماه طول کشید و سپاه معاویه بیشتر از سپاه امام علی و کاملا گوش به فرمان بودند لذا در این مدت هیچ یک از طرفین پیروز نشدند. نزدیک به یک چهارم سپاه امام علی وی را محاصره و اعلام نمودند اگر سریعا جنگ را تمام نکند و مالک اشتر را احضار ننماید امام را خواهند کشت و این افراد که اکثرا قاریان و حافضان قرآن بودند چنین کاری انجام می دادند و اگر جنگ داخلی در سپاه امام علی رخ می داد معاویه پیروز جنگ می شد لذا امام علی چاره ای جز قبول حکمیت نداشت.
پنجم
بعد از حکمیت و افتضاحی که ابوموسی اشعری ببار آورد بیش از 10 هزار نفر از سپاه امام علی تحت عنوان لشکر خوارج بر علیه امام علی ایستادند و جنگ دیگری بر امام تحمیل نموده و اجازه جمع آوری سپاه و تمام کردن جنگ با معاویه را به امام علی ندادند بعد از آن هم آنقدر معاویه با پول و خدعه و خرید افراد با نفوذ سپاهیان امام را متفرق نمود که امام حتی نتوانست لشکری برای مبارزه با معاویه فراهم کند و هر چه تلاش کرد موفق نشد و بدین گونه امام علی در سال آخر حکومت خود از کمترین نیرو و سپاه برخوردار بود و بلعکس معاویه از سپاه بسیار قدرتمند تر و منسجم و مطلیع برخوردار بود.
تمام برنامه های و تصمیم گیری های امام علی را باید بالای سر تاریخ و سوار بر آن تحلیل کرد چرا که هر تحلیل گر منصف عرب و عجم مسلمان و غیر مسلمان اکنون بعد از 1400 سال از علی (ع) به عنوان بزرگمرد تاریخ بشریت یاد می کند اما معاویه را حیله گر دنیا طلب و ظالم می دانند در حالی که امام علی را از همان زمان تا کنون اصوه صبر تقوا راستگویی ظلم ستیزی و همه خوبیها می دانند
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 19:7 توسط سیدحسین میرافضلی |
نداي هم وطن...
ما را در سایت نداي هم وطن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 18:05