كدام ارزشمندترند:ثناگویان نظام یا منتقدین منصف

خرید بک لینک

نظام جمهوری اسلامی ثمره ده ها سال فعالیت مبارزاتی و روشنگری و مجاهدت و تلاش بی وقفه و مستمر نخبگان کشور خصوصا روحانیون حق طلب و شجاع و روشنفکران مومن وطن دوست و گروه های مبارزاتی بوده است

مبارزاتی که از اواخر دوران قاجاریه رونق گرفت و در دوران احمدشاه و رضاشاه در ابعاد مختلف در قشر های مختلف نهادینه می شد در دوران پهلوی دوم در بین روحانیون، دانشگاهیان، تشکل های سیاسی و حتی تشکیلات کارگری رشد ونمو یافت و بستر یک انقلاب از سال ۱۳۵۶ به دلیل شرایط جهانی، وضعیت جسمانی پادشاه، افزایش طبقه متوسط و روشنفکر و عوامل دیگر محیا گردید و در سال ۱۳۵۷ غالب نخبگان دینی و سیاسی رهبری امام خمینی را برای یک انقلاب بزرگ پذیرفتند و امام خمینی بهترین و هوشمندانه ترین انتخاب نخبگان کشور بود چرا که هیچ شخص دیگری از نظر شخصیتی و قابلیت پذیرش نخبگان و شجاعت و جهان بینی نمی توانست همچون امام خمینی(ره) جوشش و خروش ملت ایران را به سمت انقلاب و واژگونی حکومت قلدر پهلوی هدایت نماید۔ امام خمینی اصول محکم و خلل ناپذیری را به عنوان سنگ بناي حکومت جمهوری اسلامی تبیین نمودند و بزرگان و رنج دیدگان انقلاب از جمله آیت الله طالقانی، آیت الله منتظری، آیت الله بهشتی، آیت الله مطهری، آیت الله مفتح، آیت الله خامنه ای، آیت الله هاشمی رفسنجانی و شخصیت های ملی و مذهبی از جمله مرحوم بازرگان، سحابی، دکترعلی شریعتی و مرحوم عسکراولادی و بزرگان دیگر عمر و زندگی خود را بپای واژگوني نظام مستبد شاهنشاهي نهادند و اعتلاي حكومتي با سه شعار محوري استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي وجه همت همه آنان گرديد. تمام آرزو و هم و غم بزرگان این بوده و هست که جمهوری اسلامی موفق ترین الگوی نظام حکومتی در جهان باشد مبارزين، شكنجه ديده ها و انقلابيون شاخص برای این نظام آرزوهای بزرگی داشته و همواره به این فکر می کردند که نظام جمهوری اسلامی عادلانه ترین، پاک ترین، موفق ترین، مستقل ترین نظام حکومتی در جهان باشد۔ اما تحقق اين آرزوها كابوس دنياي استكبار بود چرا كه تحقق اين اهداف و موفقيت يك نظام اسلامي مستقل منافع قدرتهاي جهاني را به خطر مي انداخت. آنها به خوبي مي دانستند كه اگر بنا باشد يك حكومت مستقل اسلامي در كشوري با ويژگيهاي ايران بتواند به اهداف بلندي كه ترسيم نموده دست يابد كشورهاي مستكبر و زياده خواهي چون آمريكا و شوروي و انگليس دچار مشكلات و خسارتهاي متعددي خواهند شد كه از جمله آنها عبارت بودند از:

  1. پيروي ساير كشورهاي اسلامي از الگوي نظام جمهوري اسلامي و قيام بر عليه حكومت هاي مستبد و وابسته در كشورهاي عربي و اسلامي
  2. قدرت گرفتن ايران مستقل به مفهوم كنترل بيشتر بر قيمتهاي نفت مي شد و نفت تا چند سال پيش نقش تعيين كننده اي در معادلات جهاني داشت
  3. توسعه حركتهاي ضد استكباري در بلوك شرق و غرب و به خطر افتادن منافع آمريكا، شوروي و انگليس در بسياري از كشورهاي جهان
  4. تبديل شدن ايران به قدرت بزرگ منطقه اي و بهم خوردن معادلات طراحي شده توسط آمريكا و شوروي

با توجه به موارد ذكر شده و موارد متعدد ديگر سه قدرت استكباري تصميم گرفتند بهر طريق ممكن اجازه قدرت گرفتن به نظام جمهوري اسلامي را ندهند و از بيرون و درون نقشه هاي شوم خود را به اجرا گذاشتند جنگ تحميلي و تحريم و فشارهاي خارجي از يك طرف و يارگيري و تلاش جهت حذف نيروهاي شاخص انقلاب و تفرقه افكني و ساير نقشه هاي شوم را اجرا نمودند و بنا داشتند نظام را از درون استحاله و از بيرون تحت فشار و كنترل قرار دهند. بعد از پايان جنگ تحميلي و وفات معمار و بنيان گذاري نظام جمهوري اسلامي مجلس خبرگان رهبري با هوشمندي آيت الله سيدعلي خامنه اي را به عنوان رهبر انقلاب انتخاب نمودند در زمان رهبري ايشان نيز فشارها تداوم يافت. در اوايل دوران رهبري آيت الله خامنه اي اتحاد جماهير شوروي متلاشي و كشور روسيه جايگزين آن شد. طي سي سال گذشته علارقم همه فشارها و مشكلات و موانعي كه ايجاد گرديد اما شعارها و اهداف نظام تغيير نيافت و كشور در اين مدت با درايت و اقتدار اداره شد. ايران در بسياري از نقاط جهان نقشه هاي بدخواهان نظام و آمريكا را با مشكل مواجه نمود از جمله در عراق، افغانستان، يمن، سوريه و لبنان لذا فشارهاي آمريكا و همپيمانانش بر ايران افزايش يافت و شديدترين تحريم ها را برعليه ملت ايران تحميل نمودند كشور روسيه نيز در اين مدت شطرنج خود را بازي كرد وجهت بازيابي قدرت و امپراتوري خود فرصت طلبانه عمل مي نمود.

اكنون نظام جمهوري اسلامي با وجود موفقيت هاي شگفت انگيز در حوزه نظامي و نفوذ در منطقه در برخي حوزه ها با اهداف بلند ترسيم شده فاصله دارد از جمله اين موارد عبارتند از:حوزه توسعه اقتصادي و عدم تحقق كامل برخي اصول اساسي قانون اساسي

جهت بررسي ريشه هاي عدم دستيابي به اهداف نظام در حوزه اقتصادي و تحقق كامل برخي اصول اساسي قانون اساسي ابتدا مي بايست ساختار تقسيم قدرت در كشور و سهم هر يك از عوامل مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند كه در اين تحليل اشاره كوتاهي به آن مي شود.

الف- قدرت بالاي مجلس و نقش مجالس سه دهه گذشته در وضعيت كنوني كشور را اينجا مشاهده نمائيد

ب- قدرت بالاي دولت ها، دستگاه قضایی و قضات و شوراهای شهر و میزان نقش هر کدام در شرایط کنونی کشورر در زمان مناسب مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار خواهند گرفت۔

اما موضوعی که در این نوشته بنا است مورد تحلیل قرار گیرد نقد جایگاه دو تفکر یا دو گروه سیاسی معتقد به نظام و حامی نظام جمهوری اسلامی می باشد۔

۱_ ثناگویانی که صرفا از حاکمیت تعریف و تمجید می کنند و از هر گونه انتقاد خشمگین می شوند و طی ۴۰ سال گذشته اعلام می نمایند ما در شرایط حساس تاریخی قرار داربم و وقت انتقاد کردن نیست و حتی منتقدین را به مثابه دشمن می پندارند۔ حتی اگرشخص منتقد انسان مومن رزمنده و جانباز و انسان عابد و زاهدی باشد۔ البته بخشی از ثناگویان واقعا دلسوز و دوستدار نظام هستند و چنین می پندارند که صرفا با ثناگویی و دوری از انتقاد به نظام خدمت می کنند۔

۲_ افرادی که دل در گرو نظام دارند و همیشه در بزنگاه ها حاضر شدند جان و آبروی خود را فدای حفظ و استمرار نظام نمایند۔ اما همچون نگهبانان دلسوز که مراقب نظام هستند هر کجا به این جمع بندی رسیده اند که تصمیم یا مسیری ایراد دارد انتقادات مصلحانه و خیرخواهانه خود را با حفظ حرمت ها با شجاعت بیان می کنند این افراد می دانند که با انتقادات مصلحانه خود ممکن است مورد خشم و کم مهری طرفداران نظام در گروه اول که ابزار اعمال قدرت بیشتر در اختیار آنهاست، قرار گیرند و به آنها ظلم و کم لطفی شود حتی آنها را مخالف نظام خطاب کنند اما با وجود همه لطماتی که می بینند باز هم وظیفه و تعهد خود را در نگهبانی از این نظام ارزشی که دل در گرو آن دارند، می دانند۔ افرادی که به نظام اعتقادی ندارند و همیشه مغرضانه انتقاد می کنند و در انتقاد کردن انصاف را رعایت نمی کنند و در کنار انتقاد راهکارهای منطقی و اصولی ارائه نمی کنند در این گروه نمی گنجند۔

نخبگان و بزرگان گروه اول غالبا در مسئولیت های مهم و کلیدی قرار دارند و با تغییر دولتها و مجالس همواره در بسیاری از امور نقش تاثیر گذار و گاه تعیین کننده خود را ایفا می کنند و نگرانی از بابت فشار و طرد شدن و نامحرم پنداشته شدن ندارند و معمولا راه برای دست یابی به امتیازات و اهداف قانونی برایشان هموار است

گروه دوم که فدائیان شجاع نظام هستند و هر شبانه روز قلبشان برای نظام می تپد و وجود سیاسی و آرمانهایشان را بدون نظام قابل تصور نمی دانند به واسطه انتقادهای مصلحانه و دلسورانه، گاه دچار سختی و طرد قرار می گیرند و از ظرفیت های علمی و تجربی و همت بالایشان برای پیشبرد اهداف ارزشمند و بلند نظام استفاده مناسب نمی شود

منظور این تحلیل دو جریان سیاسی که نام خود را اصولگرا و اصلاح طلب نهاده اند نیست چرا که بسیاری از کسانی که خود را اصولگرا یا اصلاح طلب می دانند در عمل و در زندگی اجتماعی و اقتصادی و در بزنگاه ها اثباط نموده اند فقط این نام های زیبا را یدک می کشند و ایمان قلبی و پایبندی عملی به این شعارها و آرمان ها ندارند

این تحلیل در حال تکمیل است و ادامه دارد

نداي هم وطن...

ما را در سایت نداي هم وطن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: سه شنبه 9 ارديبهشت 1399 ساعت: 7:58

صفحه بندی